دامن کشان همی شد در شرب زرکشیده صد ماه رو ز رشکش جیب قصب دریده
از تاب آتش می بر گرد عارضش خوی چون قطره های شبنم بر برگ گل چکیده لفظی فصیح شیرین قدی بلند چابک رویی لطیف زیبا چشمی خوش کشیده یاقوت جان فزایش از آب لطف زاده شمشاد خوش خرامش در ناز پروریده آن لعل دلکشش بین وان خنده دل آشوب وان رفتن خوشش بین وان گام آرمیده آن آهوی سیه چشم از دام ما برون شد یاران چه چاره سازم با این دل رمیده زنهار تا توانی اهل نظر میازار دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده تا کی کشم عتیبت از چشم دلفریبت روزی کرشمه ای کن ای یار برگزیده گر خاطر شریفت رنجیده شد ز حافظ بازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده بس شکر بازگویم در بندگی خواجه گر اوفتد به دستم آن میوه رسیده
تفسیر باهم از فالت:
عشق اینجا زده رو مود لاکچری؛ یکی دلتو برده و خیلی هم رو اعصابه، ولی تهِ ماجرا میگه: «اگه برگردی، منم کوتاه میام»، پس تو هم نه غرور رو له کن، نه دلت رو دایورت کن؛ یه ذره ناز، یه ذره نازکدلی، آخرش وصله 😏❤️🍷