باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش نازها زان نرگس مستانه اش باید کشید این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش
تفسیر باهم از فالت:
دلبازیا و سختیاش قاطی شده برات؛ اگه میخوای به اون چیزی که دلت میخواد برسی، باید یه کم جونِ دل بذاری، غر کمتر، توکل بیشتر. رفیق، عشق و موفقیت قِر و قَمیش داره، ولی تهش واسه تو ردیفه، فقط کم نیار 😉🍷✨