فال یلدایی

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ
هم‌اکنون در شیراز
منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاک در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانه ام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواه من است
مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی
رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فراز مسند خورشید تکیه گاه من است
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش و گو گناه من است

تفسیر باهم از فالت:

تو الان تو فاز «هی نه مسجد می‌خوام نه میخونه، فقط خودِ تو رو می‌خوام»ی؛ یعنی هر چی غیر از اون چیزی که دلت می‌خواد حذفه، پس رو همون یه خواسته‌ت زوم کن و تا تهش برو، بقیه‌ش خودش ردیف می‌شه. 😉✨❤️