فال یلدایی

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ
هم‌اکنون در شیراز
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم
تا درخت دوستی برگی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتیم
نکته ها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتیم

تفسیر باهم از فالت:

آخ رفیق، یه کم خوردی تو ذوقت از رفیقا و عشق، ولی خودت هم می‌دونی زیادی خوش‌باور بودی؛ از این به بعد حواست جمع باشه، ولی مهربونیتو دایورت نکن، فقط آدرسشو عوض کن. 😉 هر کی قراره بمونه، خودش میاد تو میدون، تو دیگه دنبالش ندَو، بذار اونا بیان دورت صف ببندن 😎🌱💔