فال یلدایی

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ
هم‌اکنون در شیراز
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
یاد باد آن صحبت شب ها که با نوشین لبان
بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود
پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند
منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
حسن مه رویان مجلس گر چه دل می برد و دین
بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود
بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد
گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار
دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود
در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن
سرخوش آمد یار و جامی بر کنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

تفسیر باهم از فالت:

یه زمانی تو و اون، فازِ عشق و رفاقت‌تون کل کائنات رو پوشش می‌داد، الان اگه چیزی شُل شده بدون از اول هم اسم بازی‌تون "عهد همیشگی" بوده. نترس، این رابطه اگه درستش کنی دوباره می‌ره رو مودِ عشقِ خفن، فقط تو هم مثل قبل ردیف شو 😉💫❤️