فال یلدایی

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ
هم‌اکنون در شیراز
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
از بس که دست می گزم و آه می کشم
آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می سرود
گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش
کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو
بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش
خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد
بگذر ز عهد سست و سخن های سخت خویش
وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون
آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش
ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام
جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش

تفسیر باهم از فالت:

آقا/خانم دل‌نازک، دیگه وقتشه از این آدم‌ها و قول‌وقرارهای نصفه‌نیمه بزنی بیرون؛ هر چی سخته تو زندگی‌ت از حرف و رابطه، دکمه دلیت رو بزن و رد شو، بعدش می‌بینی دنیا خودش برات ردیف می‌شه 😉🔥🌱