فال یلدایی

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ
هم‌اکنون در شیراز
گوهر مخزن اسرار همان است که بود
حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود
عاشقان زمره ارباب امانت باشند
لاجرم چشم گهربار همان است که بود
از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح
بوی زلف تو همان مونس جان است که بود
طالب لعل و گهر نیست وگرنه خورشید
همچنان در عمل معدن و کان است که بود
کشته غمزه خود را به زیارت دریاب
زان که بیچاره همان دل نگران است که بود
رنگ خون دل ما را که نهان می داری
همچنان در لب لعل تو عیان است که بود
زلف هندوی تو گفتم که دگر ره نزند
سال ها رفت و بدان سیرت و سان است که بود
حافظا بازنما قصه خونابه چشم
که بر این چشمه همان آب روان است که بود

تفسیر باهم از فالت:

دل و داستانت همونه که بود، فقط تو هی می‌خوای وانمود کنی عوض شدی؛ نترس، این دلی که هنوز یه نفر خاص توش جا خوش کرده یعنی هنوز بازی تموم نشده 😉 جمع‌بندی فال: عشق قدیم هنوز رو روحت حک شده، یا برمی‌گرده یا یکی میاد همون‌قدر عمیق جاتو می‌گیره، فعلاً دلت رو دایورت نکن 😏❤️✨