چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره زند به گوشه ابرو و در نقاب رود شب شراب خرابم کند به بیداری وگر به روز شکایت کنم به خواب رود طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل بیفتد آن که در این راه با شتاب رود گدایی در جانان به سلطنت مفروش کسی ز سایه این در به آفتاب رود سواد نامه موی سیاه چون طی شد بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر کلاه داریش اندر سر شراب رود حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز خوشا کسی که در این راه بی حجاب رود
تفسیر باهم از فالت:
فالت میگه تو عشق، یهکم زیادی جوگیر میشی؛ همش یا قهرِ قهر یا آشتیِ آشتی، یه دندهتو کم کن، همهچی خودش ردیف میشه 😉
کل نکتهاش اینه: تو خودت تنها سد راه خودتی، یه کم آرومتر، با حوصلهتر بری جلو، عشق و حالش میاد سمتت 😎🍷💫