فال یلدایی

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ
هم‌اکنون در شیراز
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
گر چه ماه رمضان است بیاور جامی
روزها رفت که دست من مسکین نگرفت
زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی
روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد
که نهاده ست به هر مجلس وعظی دامی
گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است
که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی
یار من چون بخرامد به تماشای چمن
برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی
آن حریفی که شب و روز می صاف کشد
بود آیا که کند یاد ز دردآشامی
حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد
کام دشوار به دست آوری از خودکامی

تفسیر باهم از فالت:

تو یه دلِ خیلی خسته‌ای که فقط یه لیوان عشق خفن می‌تونه ریسِتِت کنه؛ شعر میگه فعلاً صبر کن، بازی داره به نفع تو برمی‌گرده، فقط کمتر فیلم آدم‌حساب‌نکردن بقیه رو تو ذهنت مرور کن. 😉 آخرش خودت میشی هم ساقی، هم درمان‌گرِ دل خودت، نترس راه رو درست اومدی 😌🍷✨