کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش
الا ای دولتی طالع که قدر وقت می دانی گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش هر آن کس را که در خاطر ز عشق دلبری باریست سپندی گو بر آتش نه که دارد کار و باری خوش عروس طبع را زیور ز فکر بکر می بندم بود کز دست ایامم به دست افتد نگاری خوش شب صحبت غنیمت دان و داد خوشدلی بستان که مهتابی دل افروز است و طرف لاله زاری خوش می ای در کاسه چشم است ساقی را بنامیزد که مستی می کند با عقل و می بخشد خماری خوش به غفلت عمر شد حافظ بیا با ما به میخانه که شنگولان خوش باشت بیاموزند کاری خوش
تفسیر باهم از فالت:
فعلاً فازت خیلی ردیفهها؛ عشق هست، حال خوب هست، رفیق هست، فقط باید قدر این روزای باحال رو بدونی و الکی تو فکر فردا نسوزی. 😎 هرچی مهمونی و دورهمی و عشق و حال سالم نصیبت شد، برو تو دلش، اینا همون خاطرههای خفن آیندهتن. 🍷✨