سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود رونق میکده از درس و دعای ما بود
نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود دفتر دانش ما جمله بشویید به می که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود دل چو پرگار به هر سو دورانی می کرد و اندر آن دایره سرگشته پابرجا بود مطرب از درد محبت عملی می پرداخت که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود می شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی بر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان رخصت خبث نداد ار نه حکایت ها بود قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد کاین معامل به همه عیب نهان بینا بود
تفسیر باهم از فالت:
فالِ تو میگه یه مدت زیادی زیادی همهچی رو با حال خوش و عشق و رفاقت جلو بردی و همینم نجاتت داده، نه فرمول و حسابکتاب خشک. 😉
حالا هم قانون زندگیت اینه: زیادی مغزتو درگیر نکن، دل خوب و نیت تمیز داشته باش، بقیهش خودِ دنیا ردیف میکنه برات. 😎🍷✨